
براي آقايان محترم و گاها عزيز يكي از دردسرهاي موجود در تشكيل زندگي همان مساله معروف مهريه يا كابين است. همان قل و زنجيري كه به عنوان تضمين براي زندگي به پاي داماد بسته ميشود و عجيب است كه ميگويند كي داده و كي گرفته. نگارنده شخصا موارد بسياري را ديده است كه اين نگرفته ها را بد جور از حلقوم عزيزان دهنده بيرون كشيده اند.
قانون مدني در بخش حقوق خانواده مهريه را چنين تعريف ميكند:
مهر يا مهريه يا صداق، تعهد مالي است كه شوهر به هنگام وقوع عقد ازدواج، پرداخت آن را به همسر خود بر عهده مي گيرد و مكلف است بلافاصله پس از امضاي قرارداد ازدواج، هر لحظه كه زن مطالــبه كند، آن را بپردازد.
همين قانون در مورد اينكه چه چيزي ميتواند به عنوان كابين تلقي گردد، ميفرمايد:
به موجب قانون مدني ايران، هر چيزي كه مالكيت داشته باشد و قابل تملك باشد مي تواند موضوع مهريه قرار گيرد مثل: وجه نقد، طلا، نقره، زمين، خانه، اتومبيل و غيره. در صورتي كه مهريه مال غيرمنقول و متعلق به غير باشد بايد هنگام وقوع عقد يا پيش از آن، به زوجه انتقال يابد.
داستان از آنجا شروع ميشود كه يك زوج تصميم ميگيرند به دليل وجودي برخي مشتركات با يكديگر پيمان زناشويي ببندند. اينكه چه قوه اي به اي دو الهام كرده است كه ميتوانند به درد هم بخورند موضوع ديگري است كه مورد بحث اين پست نيست. سوال اينجاست كه تعيين يك دين كه اكثرا از خانواده ماديات نيز مي باشد تا چه حد ميتواند متضمن بقاي يك زندگي مشترك باشد؟ قانونگذار محترم براي نجات يك زوج غير متفاهم راه حلي به نام جدايي در نظر گرفته است كه در تمام شريعتها و آئينها و در ميان تمام ملل پذيرفته شده و هيچ كراهتي نيز بر آن مترتب نيست. اما در عرف نخ نما شده ايراني اين جدايي منحوس بوده و از همه بدتر دين سنگين كابين نيز بعضا آنچنان مانع سختي در مقابل آقاي داماد ميشود كه به ادامه اين زندگي پر آشوب تن در ميدهد.
در اين وانفسا، چيرگي حس چشم و هم چشمي و نگاه بازاري بر تعيين مهريه نيز گرفتاري را دو چندان نموده است. دختران مجرد اين جامعه – كه تعداد مردانش كمتر از زنانش شده و تناظر يك به يكي بين دختر و پسر به چشم نميخورد و به عبارتي يافتن شوهر يك پارادكس پيچيده شده است- با تعيين مهريه هاي آنچناني قدمهاي پسران مجرد را در راه تشكيل خانواده لرزان ساخته اند. مهريه هاي نجومي بر پايه تاريخ تولد دختر خانم در نگاه اول و بر اساس همان فرضيه بي اساس "كي داده - كي گرفته" شايد براي آن مجنون دلداده كه در پي صيد ليلي مي باشد زياد محلي از اعراب نداشته باشد چرا كه او گرم است و متوجه نيست كه چه ديني را بر گردن ميگيرد. اما با اولين جرقه هاي زده شده بر مخزن باروت زندگي مشترك، اين زوجهاي جوان هستند كه چون اساسا براي مبارزه در زندگي توانايي لازم را ندارند، به سوي جدايي متمايل ميشوند و در اينجاست كه آقاي داماد تازه ميفهمد كه چه گه (ضم گاف) گوارايي تناول نموده است.
پلان تراژديك داستان از اينجا كليد ميخورد. از يكطرف قانون آقاي داماد را به پرداخت دين موظف كرده است و از سوي ديگر او آهي در بساط ندارد. عند المطالبه بودن مهريه نيز راه فراري براي او باقي نميگذارد. به همين سادگي آقاي داماد احتمالا راهي زندان خواهد شد تا جرعه هاي آخر آن عشق آسماني را در پشت ميله هاي زندان به صرف قدحي از آب خنك تجربه نمايد.
مهريه اي كه قرار بود پشتوانه عروس خانم باشد در اينجا تبديل به صفحات دادخواست و پرونده هاي قطور قضايي ميشود. نه! آنچنان هم كه ميگفتند نقد نقد نيست. بايد تقسيط شود. پس عروس خانم مي ماند و مواجبي كه ماه به ماه بر طبق قانون بايد دريافت كند. اين است آن پشتوانه محكم؟
سير صعودي مهريه ها حاكميت را بر آن داشته است كه براي تعيين مهريه، فرمول و جدول ارائه نمايد. براي استحضار آن دسته از نو عروسان عزيز كه ميل به تشكيل كانون گرم خانواده دارند ديدن اين لينك را شديدا توصيه ميكنم. اما از آن مهمتر اين خبر است كه شايد شنيدنش اندكي دردناك باشد. بر طبق قوانين جديد مهريه هاي بالاي200 سكه بهار آزادي ضمانت اجرايي نخواهند داشت. اين يعني اينكه پدران و مادران عروسهاي آينده آنچنان در قيد و بند كم كردن روي پري خانم و اقدس خانم نباشند و مهريه هاي نجومي تعيين نفرمايند زيرا قانون مقادير بالاي 200 سكه را اتوماتيك حذف خواهد كرد. البته در اينجا تبصره اي نيز هست كه گوش دراز آقايان داماد را به شنيدن آن جلب ميكنم: چنانچه آقاي داماد با نوشته مباركي از خود در آن دفتر بزرگ ثبت، پرداخت مهريه را قبول نمايد، به هر ميزان كه باشد بايد پرداخت كند تا دندش نرم گردد. پس آقايان عزيز دقت داشته باشند كه با خودكارهاي خود خويشتن را در تهلكه نيفكنند
از نظر نگارنده آن زندگي كه استوانه هاي تقويت كننده اش مال و منال اين دنيا باشد، به قدر پيشاب بزغاله تازه متولد نيز نمي ارزد. حتي به اندازه يكدانه از اسپرمهاي مشتی خودمان نيز بها ندارد.
. نكته: ميگويند سريال نرگس در قزوين به نام سريال بهروز معروف شده است. ناظران علت اين نامگذاري را هنوز تشخيص نداده اند.