
آقا زوري كه نيست. راهمان نمیدهند ديگر چكار كنيم؟ نميتوانيم خودمان را بكشيم كه؟
سازمان مال آنهاست. براي خودشان راه و رسم و قانون دارند. اگر قرار باشد هر ننه قمري را به عضويت بگيرند كه ميشوند عين ما. دليل دارد كه آنها جهان اولي هستند و ما جهان آخري.
من اين WTO يا WCO لاكردار را به شكل ارهاي مي بينم كه درون مخرج فرو رفته باشد. نه به درون رفتن ميلي دارد و نه جرات بيرون كشيدنش وجود دارد.
بیچاره اين اساتيد معظم و اقتصاد دان ما نشسته اند كنگره پشت كنگره، سمينار پشت سمينار، كنفرانس پشت كنفرانس ميگذارند تا بتوانند راهي پيدا كنند كه ما به عضويت اين سازمان نكبتي درآييم. اما از آنجايي كه سازوكار اقتصادي ما به شدت نابسامان است، بنده زياد به اين عضويت و ... اميدوار نيستم.
حالا براي اينكه نگوييد اين حاجي مدام نق ميزند و آدم را نااميد ميكند به شما اين فرصت را ميدهم كه فرض كنيد همين الان ما عضويت WTO را داريم و قرار است همه كشورهاي جهان ما را داخل آدم حساب كنند و با ما تعامل مالي داشته باشند.
حالا فرض كنيد يك بازرگان مولتي ميلياردر در گينه بيسائو پيدا شده است كه قرار است يك محموله سنگين كبريت براي كشورش خريداري كند.
شما خودتان را جاي اين بازرگان بگذاريد. انصافا با ديدن اين تصوير چه چيزي در ذهن شما متبادر ميشود؟
به نظر شما اين طراحي براي استفاده روي جعبه چه نوع جنسي مناسبتر است؟
خوب فكر كنيد و ايده بدهيد. به بهترين پاسخ هم جايزه اي در خور ميدهيم. به راستي اين آقاي شير بر روي آن سكو و با آن قيافه درهم و چشماني پر از خشم به چه مي انديشد؟
Labels: اقتصادي