
قبل از هر چيز از حاج واشنگتن عزيز سپاسگزارم كه اينبار به من فرصت داد تا برخي از ناگفتههاي خودم را برايتان بازگو كنم.
نام من نوار بهداشتي (sanitary napkin) است. من نيز همانند هر اختراع ديگري از روي ناچاري بشر خلق شدهام. شايد خيلي از شماها مرا نشناختهايد. من عليرغم ظاهر عجيب و غريبم، تاريخچهاي ديرين دارم. من در حقيقت دستمالی هستم از نظ
ر ظاهری همانند پوشک نوزادان ولی کوچتر از آن هستم. خانمها از من در دوران عادت ماهانه برای جلوگیری از نفوذ ترشحات خارج شده از فرج خود به سایر قسمتها، من را درون شورت خود بطوری بکار میبرند که مانع از تماس ترشحات (عمدتاً خون) خارج شده از فرج باشم. نوع امروزه من تا مدتها در ایران مورد استفاده نبود و زنان از پنبه و پارچه و یا از تا نمودن یک پارچه بطوری که مانع رسیدن خون به بیرون از لباس باشد استفاده میکردند. (1)
اجداد اوليه من در 1895 از طريق موسسه Curads & Hartmann's به بازار عرضه شدند كه البته به قدري گران بودند كه مورد استقبال عمومي قرار نگرفتند. (2) من عكسهاي زيادي از اجداد خودم در اختيار داشتم تا شما ببينيد كه نوارهاي اوليه چه قيافه هاي مضحكي داشتند. اما هر چه تلاش كردم برايتان دانلود كنم، اين سيستم فيل ترينگ سگ مصب اجازه نداد.
اما چگونه با حاجي آشنا شدم؟ شايد خودش نگفته باشد اما من لازم است برايتان بگويم كه حاجي به تازگي يك سرمايه هنگفتي به دست آورده و تصميم داشت كه با آن صنعت نون و آبداري را پايه گذاري كند و به قول معروف پول بدست آمده را در راه توليد چيزي پرسود خرج كند.
باري، پس از مشورت با اساتيد فن، تصميم گرفت كه در راه شكم خرجش كند و با آن يك مغازه اغذيه فروشي در خيابان ستارخان بنا نهد. او را اعتقاد بر اين بود كه مردم ايران از هر چه بگذرند از شكمشان نميگذرند و در اين دوره زمونه صنايع شكمي هيچگاه ركود و كسادي ندارند. بعد از اينكه عزمش را جمع نموده بود به ناگاه با من آشنا شد.
از آنجايي كه مغز اين حاجي هميشه جرقه هاي آتشين ميزند، با خود انديشيد كه بر طبق آمار منتشره مركز آمار ايران بيش از 1/49% درصد از جمعيت ايران را زنان بين تشكيل ميدهند يعني دقيقا: 187/394/34 نفر.(3)
تقريبا 65% از اين جمعيت در سنين قبل از يائسگي قرار دارند و بنابراين 622/235/22 نفر پتانسيل بارور در ايران وجود دارد. از آنجايي كه هر زن در ماه يكبار پريود ميشود، او با يك حساب سرانگشتي به فراست دريافت كه در ايران در هر ماه 22 ميليون فقره پديده پريود اتفاق ميافتد (البته اين عدد تخميني خواهد بود چون حاجي هم ميدانست كه دوره پريود گردشي است و اورلپ نيز در اينجا وجود خواهد داشت اما فقط تو كف Feasibility Study او باشيد) و چون هر پريود به طور متوسط حدود يكهفته طول ميكشد و طبق استانداردهاي پزشكي نوار بهداشتي بايد هر 4 ساعت يكبار عوض شود(4)، پس در ايران در هر ماه به طور تقريب 924 ميليون عدد نوار بهداشتي مصرف ميشود. اين رقم به قدري تحريك كننده بود كه حاجي تصميم گرفت يك مركز توليد نوار بهداشتي تاسيس كند. او در ادامه پروژه به يك مشاور نياز داشت كه نهايتا به سراغ خود من آمد و اطلاعات جامعي از من دريافت كرد.
در ابتدا ما بايد اطلاعات و مشخصات فني دقيقي از من به دست ميآورديم... موضوعي كه تا به حال خودم هم به آن فكر نكرده بودم..... باور كردني نبود. من براي خودم استاندارد ملي داشتم و خودم نميدانستم..... با حاجي به موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران مراجعه كرديم و استاندارد ملي نوار بهداشتي را گرفتيم.....
با ديدن اين استاندارد در پوست خود نميگنجيدم. شما در شناسنامههايتان حداكثر چهار يا پنج مشخصه داريد اما من – همين نواري كه مسخره اش ميكنيد – كلي براي خودم مشخصه داشتم. اول از همه فهميدم كه من چند جزء دارم: تيشو - مواد جاذب - پوشش خارجي يا رويي - لايه مياني - لايه غير قابل نفوذ - توده جاذب و پودر جاذب
در اين استاندارد من متوجه شدم كه دو ورژن ديگر از من كه بالدار هستم قبلا وجود داشته است: نوار معمولي كه در آن پهناي توده جاذب در سرتاسر طول آن يكنواخت بوده و دو لبه آن به صورت خط صاف و يا كماني شكل مي باشد و توده جاذب توسط لايه مياني و پوشش خارجي احاطه ميگردد و دو انتهاي نوار پرس ميشود و و نوار آناتوميك كه در آن غالباً در اين نوع نوار عرض توده جاذب در قسمت وسط، كمتر از دو لبه كناري بوده (دمبلي شكل) و لبههاي عرضي به صورت خط صاف يا كماني شكل است.
اما در نوع بالدار كه من نيز از اين نوع هستم توده جاذب يا مواد جاذب دمبلي شكل و يا مستطيل شكل با لبه هاي عرضي به صورت خط صاف يا كماني شكل ميباشد. پوشش رويي و لايه غير قابل نفوذ يا لايه زيرين در پيرامون توده جاذب يا مواد جاذب پرس ميشود.
در اين استاندارد ابعاد و اندازه هاي من هم داده شده بود. حاجي وقتي اين بخش از استاندارد رو خوند به من نگاهي كرد و گفت:
بالدار جان يه خاطرهاي يادم افتاد. يكبار در فروشگاه شهروند براي خريد رفته بودم. در قسمت فروش مواد بهداشتي ديدم يك آقايي يك بسته نوار بهداشتي برداشته و هي آن را وجب ميكند. بعد كمي به وجب خود نگاه ميكند و دوباره بسته نوار را وجب ميكند. نفهميدم براي چه اينكار را ميكند بالاخره.....
خوب داشتم از مشخصات خودم ميگفتم كه در استاندارد ISIRI-1830-1 آورده شده بود. آقا براي ما نوارهاي پيزوري درجه PH هم مشخص كرده بودند كه بايد حتما بين 8/5 تا 5/7 باشد. جالبه نه.....
حتي براي جرم ما هم قانون وجود داشت: جرم نوار بدون پودر جاذب، براي اندازه كوچك 9 ، اندازه متوسط 11 و اندازه بزرگ 14 گرم ميباشد. برای اندازه گیری ضخامت نوار هم از یک دستگاه استفاده میشود. اینم عکسش
:
خوب، ساير مشخصات فني من بماند در همان استاندارد اگر خواستيد بريد بخونيد.
حاجي يك ماشين توليد نوار هم خريده اينهم عكسش
اما در آخر بزاريد بگم كه حاجي براي رقابت در اين داستان با ساير شركتها، ترفندهاي جديدي هم به كار خواهد برد كه من خيانت ميكنم و اونها رو افشا ميكنم:
الف) ارائه خدمات پيش از فروش: در اين خدمات حاجي زمانبندي تك تك مشتركين را داخل كامپيوتر برنامه كرده و 10 دقيقه قبل از وقوع پديده پريود، بسته هاي نوار بهداشتي را به درب منزل ارسال ميدارد. البته بايد قبلا شما در هنگام مشترك شدن، برآورد مصرف خود را اعلام كرده باشيد.
ب) خدمات نصب رايگان: حاجي براي اين پروژه چندين متخصص و نصاب استخدام كرده كه براي راحتي مشتركين به درب خانه آنها مراجعه كرده و نوار را در محل مورد نظر نصب مينمايند.
ج) خدمات پس از فروش: در هر ساعت از شبانه روز كادر فني شركت حاجي آمادگي دارند براي برداشتن نوار مصرف شده و جمع آوري آنها اقدام نمايند. بنابراين خطر چاه گرفتگي (كه به كرات در اثر انداختن نوار در داخل توالت اتفاق مي افتد) يا حال به هم خوردگي عابرين (كه به كرات به علت پرتاب نوارهاي رنگارنگ در كوچه و خيابان اتفاق مي افتد) كاسته خواهد شد.
د) خدمات بازيافت: اين حاجي خبيث با كمپاني Lipton معاهده شومي بسته است كه قرار است نوارهاي مصرف شده را براي ايجاد رنگ بيشتر و بهتر در Tea bag هاي شركت ليپتون به آنها بفروشد.
د) خدمات قرعه کشی: به مصرف کننده ای که بیشترین میزان مصرف را داشته باشد هر ماه به قید قرعه یک دستگاه زانتیا هدیه داده میشود.
در پايان براي موفقيت حاجي دست به دعا برداشته و او را دعا كنيد.
رفرنسها:
(1) http://en.wikipedia.org/wiki/Sanitary_napkin
(2) همان
(3) سایت مرکز آمار ایران
(4) http://en.wikipedia.org/wiki/Vulvovaginal_health
Labels: اجتماعي - انتقادي